احمد قلى زاده

9

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

( الف ) ابتلاء و عدم ابتلاء « 1 » از شرايط تنجيز علم اجمالى اين است كه تمام اطراف علم اجمالى مورد « ابتلاء » باشد ، و الا جاى اصل برائت است . مثلا به فردى كه در ايران است نهى از نوشيدن مشروب مخصوصى كه در يخچال نخست وزير چين قرار دارد مستهجن و قبيح است ، زيرا چنين نهيى تحصيل حاصل است ، همان گونه كه امر چنين نيز قبيح است ، ملاك و معيار اين است كه چنين خطابى نزد عقلاء مستهجن باشد ، پس اگر بعضى از اطراف علم اجمالى از محل ابتلاء خارج باشد ، آن علم اجمالى منجز نخواهد بود ، اعم از اينكه خروج از محل ابتلاء به دليل عدم دسترسى و غير مقدور بودن مورد باشد و يا عدم انگيزه و بلكه انگيزهء بر عدم باشد . بنابراين نهى از خوردن مدفوع انسان قبيح و مستهجن است ، زيرا انگيزه عدم وجود دارد . بعضى از علماء منكر چنين شرطى بوده‌اند و معتقدند كه خروج از محل ابتلاء مانع تنجز علم اجمالى نيست ، زيرا تفاوت است بين خطابات كلىاى كه متوجه عامه مكلفين است ، و خطاب شخصى كه متوجه آحاد مكلفين . چون خطاب

--> ( 1 ) . فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ص 27 .